متن آهنگ دلتنگ از شاهد و وارث


ورس ۱ :

شب که شد من موندم یه سایه
یه چشم دائمول باز که عمرن بخوابه
خیره به سقف ترک خورده و
که چرا کسی نمیکنه آدم حسابت

پا میشی میزنی تنهایی قدم
کج خلقم و هیچی ام نمیره تو سرم
دلتنگ اون توپ دو لایه یا
بازی روی ماسه بادونه های صدف

دلتنگ اون حسای خوب
دلخوشیم یه برگ هزاری بود
باهاش شاد بودم هر جا بودم
اما بزرگ شدن دردام یجا به زور

دلتنگ اون لقمه های مامان
دلتنگ بخون درستو از صدای بابا
دلمو بستم به خیلیا و فهمیدم
جز خونواده کسی اینجا نمیمونه باهات

حبس توی بازه ی ثابت
فقط سایمه ک بعضی وقتا پایه ی پامه
دلم تنگه واسع رفیقای قدیم
رفیقی که تا آخر راه پایه رامه

چقد بدویم و درجا بزنیم
روی دوتا شونم کمه الان دستای رفیق
ارع تا میتونین از ما بکنین
تهش ماییم و شبا و دیگه زخمای عمیق

کورس ۱ :

دلم میخواد برگردم یه بار
گوش کنم به حرف مامان بابام
رو سفیدشون کنم ببینن
تنها واستادم رو دو تا پاهام

ورس ۲ :

دلتنگ برا خنده های واقعی
ساختن با دقتع قلعه های ساحلی
لب چشمه باهم درجا بزنیم
غروب بو نون بپیچه از خونه های کاهگلی

دلم تنگه برا فرار از کلاس
یا کشیدن سیگار تو خونه روی تراس
دلم تنگه واس دایی و عمو با اینکه
مامان میگفت جمعه ها مهمونیا به راس

دلتنگ واس نقاشیام
ترس اینکه نمره هارو چند بشیم باز
زندگی هر روز یه رنگی داره
که رنگای قشنگش برام ته کشید داش

کاش بشه حال کنیم از جایی ک هستیم
نه روزایی که خط خورده از روی تقویم
نه آینده که میخواد چی بشه توش
فقط فقط الان همینجایی که هستیم

هرکی تا یه رقمی فرصتی داره
یکی دنبال نون یکی دنبال آبه
منم ک شبا تا صبح به فکر اون و
دلتنگیاش تا صبح نمیخوابه

کورس ۲ :

دلم میخواد برگردم یه بار
گوش کنم به حرف مامان بابام
رو سفیدشون کنم ببینن
تنها واستادم رو دو تا پاهام