چشماتو نبندی روی قلبم
قطعا نباشی کم میارم
اصن بزار بگم بهت میمیرم
وقتی که ازت خبر ندارم

چه بلایی تو آوردی سر من
که همش در انتظارم
وای نگام کن چه نجیبم
دارم از این کارات بال در میارم

ای وای ای وای دلمو میبری ازدست تو ای داد ای داد ای داد بیداد من همونم که شدم عاشق چشمات

هربار نگاه کردم بهت هوری دلم ریخت
اصن بزار بگم قافیه و شعر و غزل یکجا بهم ریخت

بخدا طاقت ندارم که یه روز پیشم نباشی
من عاشقتم دوست دارم با همه ی حواشیت

ای وای ای وای دلمو میبری از دست تو ای داد ای داد ای داد بیداد من همونم که شدم عاشق چشمات