بریز ساقی بریز تند تند مرا بزار از این حالت درآم
ساقی گرفته شد دلم رفته کنارم بی مرام
نفس نفس برام نمانده تو آخه کجایی بی وفا
آخه گناه من چه بود که باشم کردی جفا
بده ساقی بده باقی بده پیکا را بالا
بده تا که برم بالا به سلامتی رفیقا
بده ساقی که زمانه زده تو پر و بالم
عشقکم رفته از پیشم بدجوری خرابه حالم





این عاقبتو تو بهم دادی ها
چرا منو کردی قاطی بازی ها
د میرم واسه تو دیگه تو هم باهاش نسازیا
که هیچ وقت نشد به جدایی تو راضیا
دلشوره میگیرم تنهایی میگی ها
قول دادی به جز من دل به کسی ندیا
نتونستی عاشقانه کنار من بمونیا
اونقدی دوست داشتم خودتم ندونستیا
کاش نمیشد بهم بگه میخواد راضی بود
یه جوری بازی میداد که صدتا شهربازی بود
مال … خودش بود و ناز کردناش
وسط های شهر یه عمری آبرو ریختم براش
آخه تو سفره عقد و دامن دنباله دار
این یعنی هر شب سر گریون توی زانوت بزار
اصلا انگار که نه انگار منو میشناخته یه عمر
من نتونستم تورو عاشق کنم پیرم درآد
بازیگر نبود ولی هزارتا صحنه سازی داشت
تموم شهر شاهدن که بی شرف چه نازی داشت
انقدر از خودش در اومد که نمیشناخت خودشو
اون به هرزگیش رسید و من دلم افسرده شد
جوری شد به ایمانش به باورش پشت کرده بود
تو سرش فکر گناه بدجور جا خوش کرده بود